دارک‌فوت

دارک‌فوت

پوشش همه‌ی اخبار و حواشی فوتبال‌ِکهکشان با دارک‌فوت!

بوده گلیمت طوری از روی بزرگان اروپا رد می‌شود که انگار طبیعی‌ترین کار دنیاست.

پس از پیروزی ۳-۰ مقابل اسپورتینگ در مرحله یک‌هشتم نهایی لیگ قهرمانان، جشن و پایکوبی عجیبی در کار نبود. انگار اتفاق خاصی نیفتاده؛ انگار همه چیز همان‌طور بود که باید باشد. ماجرا تا این حد جنون‌آمیز شده است.

پس از پنجمین پیروزی متوالی در معتبرترین تورنمنت باشگاهی جهان، شاید ساده باشد که این موفقیت را کم‌اهمیت‌تر از پیروزی برابر منچسترسیتی، اتلتیکو مادرید یا دو بار شکست دادن اینتر بدانیم. این نگاه از جهتی درست و از جهتی کاملاً غلط است. اسپورتینگ از نگاه نرمال فوتبال نروژ، رقیبی قدرتمند است، اما هیچ‌کدام از کارهای گلیمت «نرمال» نیست.

شروع بازی کمی دلهره‌آور بود؛ این نه تنها یک چالش ورزشی، بلکه یک نبرد ذهنی بود. آیا بازیکنان گلیمت بعد از این همه شب بزرگ در مدتی کوتاه، دچار بی‌انگیزگی شده‌اند؟ این یک واکنش انسانی بود، اما این تیم یک ماشین است و این بازیکنان فقط گرسنگی برای پیروزی را می‌شناسند. به همین دلیل است که این بازی تبدیل به حماسه‌ای شد که در کنار پیروزی ۶-۱ مقابل رم، ۳-۲ برابر پورتو و ۲-۰ مقابل لاتزیو قرار می‌گیرد.

اسپورتینگ در پایان مرحله گروهی لیگ قهرمانان امسال، تیم هفتم از میان ۳۶ تیم بود و پرتغالی‌ها با تمام هشدارهای ممکن راهی شمال نروژ شده بودند؛ اما حتی این هم کمکی نکرد. 

گلیمت کارش را بیش از حد خوب انجام می‌دهد. کتیل کنوتسن پیش از بازی گفته بود: «امیدوارم آن‌ها بیشتر از آنچه فکر می‌کنند از چمن مصنوعی ما غافلگیر شوند، چون این موضوع تعیین‌کننده است و ما باید از این برتری لحظه‌ای استفاده کنیم.»

آرزوی او برآورده شد. به نظر می‌رسید اسپورتینگ اصلاً نفهمید چه ضربه‌ای خورده است. ترکیبات تیمی، الگوهای دویدن و پاس‌کاری‌ها چنان کوبنده و سریع روی این چمن مصنوعی برق‌آسا انجام می‌شد که حریف را مبهوت کرد.

پاتریک برگ در میانه زمین می‌تاخت، ینس پتر هاوگه با پاهای هوشمندش بازی‌سازی می‌کرد و کاسپر هوگ به یک مهاجم تمام‌عیار در تیمی کامل تبدیل شده بود. سوندره برونستاد فت نیز که در آستانه جدایی بود، حالا به مهره‌ای کلیدی تبدیل شده که پنالتی مهم بازی را به گل تبدیل کرد. در نهایت اوله دیدریک بلومبرگ با یک ضربه دقیق، نتیجه را ۲-۰ کرد.

نیمه دوم مسابقه آشفته‌تر پیش رفت. تیم گلیمت با نفرات زیادی به سمت جلو هجوم آورد و کنترلش را در خط دفاع از دست داد. ینس پتر هاوگه نیز از جمله بازیکنانی بود که چند بار توپ را لو داد و برای اسپورتینگ موقعیت‌های ضدحمله خطرناکی ساخت. همه چیز می‌توانست بد تمام شود، اما این روزها گلیمت انگار هرگز دچار چنین سرنوشتی نمی‌شود. در عوض، هاوگه با یک حرکت تکنیکی از سمت چپ رها شد و سانتری فرستاد که کاسپر هوگه با تمام توان توپ را از روی خط دروازه به گل تبدیل کرد.

به این ترتیب، گلیمت با شرایطی شگفت‌انگیز هفته آینده راهی پرتغال می‌شود، اما اشتباه نکنید؛ چتیل نوتسن حاضر نیست بپذیرد که تیمش در آستانه صعود به مرحله یک‌چهارم نهایی قرار دارد.

او هرگز درباره نتیجه حرف نمی‌زند. در عوض از «یادگیری» سخن می‌گوید و بارها خسته‌کننده‌ترین واژه فوتبال را تکرار می‌کند: هدف این است که گلیمت در فوتبال اروپا رقابتی باقی بماند.دیگر نیازی نیست این جمله را تکرار کند. ما پاسخ را می‌دانیم. گلیمت دیگر چیزی برای اثبات ندارد.

برونو فرناندز  ۸ سپتامبر ۱۹۹۴ توی شهر کوچیک مایا در پرتغال به دنیا اومد. از همون بچگی فوتبال براش فقط بازی نبود، کل زندگیش بود. مثل خیلی از بچه‌ها توی کوچه و زمین‌های خاکی بازی می‌کرد، اما فرقش این بود که همیشه می‌خواست بهتر از بقیه بهتر باشه؛ بیشتر بدوه، بهتر شوت بزنه و بیشتر گل بزنه.

اون وارد آکادمی بوآویشتا شد و کم‌کم همه فهمیدن با یه بازیکن معمولی طرف نیستن. تکنیک خوب، دید بازی بالا و شوت‌های محکم از پشت محوطه، چیزایی بودن که از همون سن کم توی بازیش دیده می‌شد.

اما داستان برونو، داستان راحت بالا رفتن از پله‌ها نبود…

تصمیم سخت؛ ترک خونه در سن کم

برونو توی ۱۸ سالگی یه تصمیم خیلی بزرگ گرفت: ترک پرتغال و رفتن به ایتالیا.

برای یه جوون کم‌سن، دوری از خانواده و بازی توی یه کشور جدید با یه زبان و فرهنگ متفاوت، اصلاً آسون نیست. اول به تیم نوارا رفت؛ تیمی که حتی خیلی‌ها اسمشم نشنیده بودن. شرایط سخت بود، فشار زیاد، اما برونو جا نزد.

بعدش به اودینزه و سپس سامپدوریا رسید. ایتالیا برونو رو ساخت؛

اونجا یاد گرفت چطور بجنگه، چطور تحت فشار بازی کنه و چطور وقتی اوضاع خوب نیست، باز هم بهترین نسخه‌ی خودش باشه. شاید اون موقع ستاره‌ی تیتر اول رسانه‌ها نبود، ولی داشت بی‌سروصدا قوی‌تر می‌شد.

بازگشت قهرمانانه به پرتغال

نقطه‌ی انفجار واقعی برونو، وقتی بود که به اسپورتینگ لیسبون برگشت. اینجا دیگه فقط یه بازیکن خوب نبود، رهبر تیم بود.

گل می‌زد، پاس گل می‌داد، از دقیقه ۱ تا ۹۰ می‌دوید و تیمو جلو می‌کشید. حتی وقتی تیم عقب بود، باز هم سرش بالا بود و دنبال برگردوندن بازی.

هوادارای اسپورتینگ عاشقش شدن، چون می‌دیدن برونو فقط برای خودش بازی نمی‌کنه؛ برای تیم، برای برد و برای افتخار می‌جنگه. آمار گل‌ها و پاس‌گل‌هاش عجیب بود و کم‌کم همه می‌دونستن که این بازیکن قراره دیر یا زود بره سطح بالاتر.

منچستریونایتد؛ جایی که برونو خودش رو ثابت کرد

ژانویه ۲۰۲۰ بالاخره اون انتقال بزرگ اتفاق افتاد: منچستریونایتد.

خیلی‌ها شک داشتن؛ می‌گفتن «می‌تونه توی لیگ انگلیس هم بدرخشه؟»

برونو جوابشونو توی زمین داد.

از همون بازی‌های اول معلوم شد یه چیز فرق کرده. یونایتدی که بی‌روح و سرد بود، دوباره جون گرفت.

گل‌های حساس، پاس‌های کلیدی، پنالتی‌های مطمئن و از همه مهم‌تر، شخصیت رهبری.

خیلی زود بازوبند کاپیتانی هم به بازوش بسته شد؛ چیزی که کاملاً برازنده‌ی شخصیتش بود.

یکی از چیزایی که برونو فرناندز رو خاص‌تر می‌کنه، فقط تکنیک و رهبریش نیست؛ بدن آماده و دوام بالاشه. جالبه بدونی برونو توی کل دوران فوتبالش فقط ۹ بار مصدوم شده؛ آماری فوق‌العاده برای بازیکنی که همیشه فیکس بازی می‌کنه و وسط شدیدترین فشارهاست.