لوکاس، خوششانسترین راننده تاکسی مادرید.
· 4 اسفند · 
لوکاس (راننده تاکسی):
آن روز اصلاً حوصلهی رفتن سر کار را نداشتم، اما همسرم اصرار کرد و گفت حتماً باید بروم. من هم رفتم؛ و ببین چه برکتی نصیبم شد!
وقتی دیدم مارسلو با دستهایش اشاره میکند تا ماشین را نگه دارم، همانجا خشکم زد. فکر کردم دارم خیالبافی میکنم، اما واقعی بود؛ کاکا، مارسلو و کریستیانو رونالدو!
هیچوقت در عمرم به اندازهی آن روز با دقت و مسئولیت رانندگی نکرده بودم.
اواسط مسیر مارسلو شروع کرد به خندیدن و گفت: «مگه داری سالمندها رو جابهجا میکنی؟ یه کم تندتر برو!»
کریستیانو رونالدو با لبخند طعنهآمیز گفت: «به مارسلو توجه نکن، خودش که اصلاً رانندگی بلد نیست.»
من با تعجب گفتم: جدی میگه مارسلو؟
مارسلو گفت: لوکاس، به حرفش گوش نده. فقط عجله داره زودتر برسه تمرین، چون نوبت ضربههای ایستگاهیه!