دارک‌فوت

دارک‌فوت

پوشش همه‌ی اخبار و حواشی فوتبال‌ِکهکشان با دارک‌فوت!

برای میلیون‌ها ایرانی، عبارت فوتبال الون صرفاً نام یک بازی ویدیویی نیست؛ بلکه کلیدواژه‌ای برای باز کردن صندوقچه خاطرات است. خاطراتی از کلوپ‌های پر از هیجان، رقابت‌های نفس‌گیر با دوستان، فریادهای بعد از گل و حسرت‌های بعد از شکست. این نام با کنسول پلی‌استیشن گره خورده و بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ سرگرمی نسل جوان در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ شمسی است. اما این پدیده چگونه متولد شد، به اوج رسید و چه مسیری را تا به امروز طی کرده است؟

داستان این بازی از شرکت ژاپنی کونامی آغاز می‌شود. برخلاف تصور عمومی، اولین نسخه، Winning Eleven نام نداشت. ریشه‌های این سری به بازی International Superstar Soccer (ISS) در دهه ۹۰ میلادی بر روی کنسول سوپر نینتندو (SNES) بازمی‌گردد. موفقیت ISS، کونامی را بر آن داشت تا این تجربه را به کنسول نسل جدید آن زمان، یعنی پلی‌استیشن، منتقل کند.

در اینجا یک انشعاب کلیدی رخ داد:

سری ISS Pro: تیمی در داخل کونامی به رهبری سی‌بس تاکاتسوکا مسئول ساخت نسخه‌ای واقع‌گرایانه‌تر و مبتنی بر شبیه‌سازی برای پلی‌استیشن شد. این سری که در ژاپن Winning Eleven نام گرفت، همان جد اصلی بازی محبوبی است که ما می‌شناسیم.

سری ISS (نسخه‌های دیگر): تیم دیگری نسخه‌هایی با گیم‌پلی آرکیدتر و سریع‌تر را توسعه داد که نتوانستند به موفقیت و محبوبیت سری Winning Eleven دست پیدا کنند.

نام‌گذاری این بازی همیشه گیج‌کننده بود. در ژاپن و برخی نقاط آسیا با نام Winning Eleven عرضه می‌شد، در حالی که در اروپا و سایر نقاط جهان با نام Pro Evolution Soccer (PES) شناخته می‌شد. با این حال، در ایران به دلیل محبوبیت فوق‌العاده نسخه‌های ژاپنی که زودتر و به شکل‌های مختلف وارد بازار می‌شدند، نام Winning Eleven یا به اختصار الون برای همیشه بر روی این سری باقی ماند.

راز موفقیت و تمایز Winning Eleven در فلسفه ساخت آن نهفته بود. در دورانی که رقیب اصلی آن، یعنی سری FIFA از شرکت EA Sports، بر روی گیم‌پلی سریع، مجوزهای رسمی تیم‌ها و لیگ‌ها و زرق و برق بصری تمرکز داشت، تیم سی‌بس مسیری متفاوت را انتخاب کرد: شبیه‌سازی واقع‌گرایانه فوتبال.

بازی Winning Eleven اولین بازی فوتبالی بود که در آن توپ وزن داشت. پاس‌ها، شوت‌ها و سانترها صرفاً یک انیمیشن از پیش تعیین‌شده نبودند، بلکه تحت تأثیر قدرت، زاویه و مهارت بازیکن قرار می‌گرفتند. بازیکنان در زمین حرکت‌های منطقی‌تری انجام می‌دادند. چینش تاکتیکی تیم واقعاً در روند بازی تأثیرگذار بود و صرفاً داشتن بازیکنان سریع برای برنده شدن کافی نبود.

در الون، هر بازیکن هویت منحصر به فرد خود را داشت. روبرتو کارلوس با شوت‌های سهمگینش، رونالدو با سرعت انفجاری و دریبل‌هایش، و زیدان با کنترل توپ بی‌نظیرش، کاملاً از یکدیگر متمایز بودند. این تفاوت‌ها صرفاً یک عدد در آمار نبود، بلکه در گیم‌پلی کاملاً حس می‌شد. این تمرکز بر واقع‌گرایی باعث شد بازی کندتر اما عمیق‌تر و تاکتیکی‌تر از رقیب خود باشد و قلب طرفداران واقعی فوتبال را تسخیر کند.

محبوبیت این بازی در ایران یک داستان منحصر به فرد دارد که با چند عامل کلیدی گره خورده است:

۱. فرهنگ کلوپ (گیم‌نت): در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰، کلوپ‌های پلی‌استیشن به مرکز اصلی تفریح نوجوانان و جوانان تبدیل شدند. فوتبال الون به دلیل ماهیت رقابتی و مهارت‌محور خود، به انتخاب اول برای برگزاری مسابقات دو نفره تبدیل شد. کری‌خوانی‌ها، شرط‌بندی‌های دوستانه و تورنمنت‌های محلی، این بازی را به یک پدیده اجتماعی تبدیل کرد.

۲. فقدان لایسنس و جادوی پچ‌ها: یکی از نقاط ضعف همیشگی Winning Eleven، نداشتن مجوز رسمی برای بسیاری از تیم‌ها و لیگ‌ها بود. نام‌هایی مانند Man Red (منچستر یونایتد)، Aragon (آرسنال) و بازیکنانی مثل Roberto Larcos (روبرتو کارلوس) به بخشی از طنز و نوستالژی بازی تبدیل شدند. اما این نقص، فرصتی طلایی برای جامعه مادینگ ایران ایجاد کرد. 

جوانان بااستعداد ایرانی با عرضه پچ‌های غیررسمی، نه تنها نام‌ها و لباس‌های صحیح را به بازی اضافه می‌کردند، بلکه لیگ برتر ایران، تیم ملی با چهره‌های واقعی بازیکنان و حتی گزارش فارسی (با صدای عادل فردوسی‌پور، جواد خیابانی و...) را به بازی می‌آوردند. این پچ‌ها، بازی را برای مخاطب ایرانی بی‌نهایت جذاب‌تر و شخصی‌تر کرد.

۳. مستر لیگ (Master League): این بخش از بازی یک انقلاب در حالت تک‌نفره بود. شما با تیمی از بازیکنان ضعیف و خیالی (مانند کاستولو، میراندا و ژاریچ) شروع می‌کردید و باید با مدیریت مالی و خرید و فروش بازیکن، تیم خود را به قهرمانی در جهان می‌رساندید. این حس پیشرفت و ساختن یک امپراطوری از صفر، میلیون‌ها نفر را ساعت‌ها پای کنسول میخکوب می‌کرد.

هرچند نسخه‌های متعددی از این سری عرضه شد، اما چند نسخه به عنوان نقاط عطف و قله‌های این مجموعه در یادها مانده‌اند:

بازی Winning Eleven 3 (پلی‌استیشن ۱): برای بسیاری، نقطه ورود به این دنیا بود. ساده، سریع و به شدت اعتیادآور.

بازی PES 3 (پلی‌استیشن ۲): یک جهش گرافیکی و گیم‌پلی عظیم. معرفی موتور گرافیکی جدید و فیزیک بهتر، آن را به یک تجربه نسل جدید تبدیل کرد.

بازی PES 5 و PES 6 (پلی‌استیشن ۲): از نظر بسیاری از طرفداران قدیمی، این دو نسخه اوج کمال سری بودند. گیم‌پلی به تعادل بی‌نظیری رسیده بود. هوش مصنوعی چالش‌برانگیز بود و حس کنترل بازیکنان فوق‌العاده بود. در این نسخه، بازیکنانی مانند آدریانو با شوت پاور 99 به یک اسطوره تکرارنشدنی تبدیل شدند.

بازی PES 2013 (پلی‌استیشن ۳): آخرین نسخه قبل از تغییر بزرگ در موتور گرافیکی بازی. این نسخه به دلیل گیم‌پلی روان، کنترل دقیق و هوش مصنوعی پیشرفته، به عنوان آخرین الون واقعی توسط بسیاری از طرفداران شناخته می‌شود و هنوز هم جامعه فعالی دارد.

با ورود به نسل پلی‌استیشن ۳ و ایکس‌باکس ۳۶۰، دوران افول Winning Eleven/PES آغاز شد. کونامی در تطبیق خود با موتورهای گرافیکی جدید دچار مشکل شد و از سوی دیگر، رقیبش FIFA با قدرت تمام، لایسنس‌های معتبر مانند لیگ قهرمانان اروپا را به دست آورد و با ارائه بخش Ultimate Team، بازار را به طور کامل در دست گرفت.

تلاش‌های کونامی برای بازگشت به اوج با نسخه‌های مختلف ادامه داشت، اما هرگز نتوانست شکوه دوران پلی‌استیشن ۲ را تکرار کند. در نهایت، کونامی در یک تصمیم جنجالی، نام PES را کنار گذاشت و بازی را با نام eFootball به صورت یک عنوان رایگان و مبتنی بر خدمات آنلاین عرضه کرد. عرضه اولیه eFootball در سال ۲۰۲۲ یک فاجعه کامل بود و با انتقادات شدیدی به دلیل مشکلات فنی و کمبود محتوا مواجه شد، هرچند کونامی در ادامه با عرضه نسخه ۲۰۲۶ تلاش کرد تا با به‌روزرسانی‌های مداوم، آن را بهبود بخشد.

طرفداری

اظهارات جنجالی و غیرحرفه‌ای در یک برنامه تلویزیونی، بار دیگر ثابت کرد که عده‌ای هنوز درک درستی از فوتبال و منافع ملی ندارند.

اینکه عده‌ای در صداوسیما هنوز نمی‌فهمند که چه بر سر اعتماد مردم آورده‌اند، خود تراژدی است؛ اما اینکه در آستانه سال نو و در شرایطی که کشور از هر سو تحت فشار است، عده‌ای بدون درنظر گرفتن شرایط از رسانه ملی به عنوان تریبونی برای پرونده‌سازی و نفرت‌پراکنی استفاده کنند، دیگر تراژدی نیست، فاجعه‌ای ملی است. اظهارات شب گذشته یک مجری در برنامه‌ای به نام «محفل» که از شبکه سوم سیما پخش شد، نه تنها نقطه تاریکی بر دامن ژورنالیسم ورزشی ایران است، بلکه آشکارا ثابت می‌کند که این افراد درکی از فوتبال، مردم و منافع ملی ندارند.

این مجری که سال‌هاست به دلایل مختلف مقبولییت خود را نزد فوتبال‌دوستان ایران از دست داده، اکنون برابر اندک مخاطبان خود قرار می‌گیرد و مدعی می‌شود که نتیجه تیم ملی برایش مهم نیست! این حرف، مایه شرمساری برای کسی است که ادعای دلسوزی دارد. این نگاه تحقیرآمیز، فقط این تصور را ایجاد می‌کند که او و امثال او، تنها دغدغه‌شان حفظ منافع خودشان است، نه موفقیت فوتبال ایران.

نقطه اوج این ماجرا، حمله به سردار آزمون و دستور به خط زدن او از تیم ملی است! اینکه یک مجری، خود را در جایگاه قاضی قرار دهد و به یک بازیکن ملی که سال‌ها برای کشورش زحمت کشیده، توهین کند و عقل او را زیر سوال ببرد، یعنی پایین‌ترین حد ممکن در رسانه. سردار آزمون در حال حاضر در لیگ امارات بازی می‌کند و طبق اصول حرفه‌ای، ارتباط با مقامات کشور میزبان امری بدیهی است. اینکه عده‌ای سعی می‌کنند از یک عکس، پرونده‌سازی سیاسی کنند و بازیکن را به خیانت متهم کنند، چیزی جز یک روش ناجوانمردانه نیست که عامل نفاق بیشتر بین مردم و فوتبال و صداوسیما می شود.

سردار آزمون نیز مانند سایر بازیکنان تیم ملی، سال‌هاست که محبوبیت خود را در میان مردم تا حد قابل توجهی از دست داده است؛ البته ریشه این اتفاق را باید در همین «محفل‌»ها جستجو کرد؛ جایی که تصمیم‌ها برای بازیکنان گرفته شد و تعظیم‌ها صورت گرفت تا آن‌ها برای همیشه از چشم بخشی از مردم بیفتند.

اما نکته اصلی اینجاست که اگر سردار آزمون هر استوری‌ای در صفحه شخصی خود منتشر کرده، لزوماً برای مخاطب ایرانی نبوده که حالا شما از آن به خود بپیچید. مخاطب ایرانی، ۲۰ روز است که دسترسی به اینترنت ندارد و اصلاً نمی‌داند در دنیا چه می‌گذرد. سردار هم بازیکن یک تیم اماراتی است و منطق حکم می‌کند که دنبال‌کنندگانی از آن کشور داشته باشد که محتوای صفحه‌اش را دنبال کنند؛ کشوری که در این روزها اینترنتش قطع نیست!

فوتبال ایران در این مقطع حساس، بیش از هر زمان دیگری به آرامش، حمایت واقعی و مدیریت خردمندانه نیاز دارد، نه جوسازی‌های تلویزیونی که پس از تهدید بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان، حالا به بازیکنان تیم ملی فوتبال مردان رسیده و هدفی جز تخریب بیشتر اعتماد مردم ندارد. مسئولان فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش باید هوشیار باشند و اجازه ندهند این «محفل‌»ها، جایگاه تصمیم‌گیری را بگیرند.

طرفداری

تا اینجای فصل، آرسنال و رم در همه‌ی رقابت‌های اروپایی فقط ۵ گل دریافت کرده‌اند و به عنوان مستحکم‌ترین خطوط دفاعی اروپا شناخته می‌شوند. دو تیمی که با نظم و تمرکز دفاعی چشمگیر، راه را برای رقبا بسته‌اند.